جولای 2, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
چرا نباید خاتمی بیاید. این عنوان نوشتهایست كه در شماره روز دوشنبه دهم تیرماه روزنامه كارگزاران منتشر شده و در آن برخی (نه همه) ادله خود درباره به مصلحت نبودن حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری را شرح دادهام.
به جهت طولانی بودن مطلب فوق از قرار دادن آن در وبلاگ معذورم اما این نوشته در آدرس ذیل قابل دسترسی است: http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?17389
به جهت اهمیت بحث، خواهش میكنم دوستان پس از مطالعه كامل مطلب درباره آن اظهارنظر نمایند تا امكان بحث عالمانه در خصوص آن وجود داشته باشد.
ضمنا دوستانی كه تمایل دارند مطالب و نوشتههایشان درباره نامزدی آقای خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری یا حتی اصل این انتخابات و نحوه مواجه اصلاحطلبان با آن، در روزنامه كارگزاران منتشر شود، آن را به آدرس ایمیل mohamadreza.yazdanpanah@yahoo.com یا yazdan@ymail.com ارسال كنند تا در صورت رعایت اصول روزنامه نگاری، امكان انتشار آنها فراهم بیاید.
ارسال شده در سیاسی و انتخابات | 31 دیدگاه »
ژوئن 30, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
بوی گند جنگ میآید. اگر این بوی گند تا چند هفته پیش از آنسوی مرزهای كشورمان به مشام میرسید و مسئولان ایرانی احتمال آن را رد میكردند، اكنون این خود مقامات ارشد نظامی ایران هستند كه به تصریح خبر از قریبالوقوع بودن جنگ میدهند.
در جدی بودن و البته نزدیك بودن خطر حمله نظامی به ایران همین بس كه این روزها تمام اشخاص، سازمانها و نهادهای بینالمللی ضدجنگ و صلحطلب به صرافت جلوگیری از این فاجعه افتادهاند و به طرق گوناگون سعی میكنند تا رهبران كشورهای غربی و در راس آنها ایالات متحده را از حمله به كشورمان منصرف كنند.
در سوی دیگر هم مسئولان نظامی ایران هستند كه چند صباحی است از تكذیب احتمال وقوع جنگ دست كشیده و به جای آن برنامههای خود برای مدیریت بحران را به اطلاع افكار عمومی میرسانند. آخرین و البته جالبترین نمونه از این برنامهها هم خبر آغاز حفر 300 هزار قبر برای نیروهای متجاوز است كه یكی از فرماندهان ستادكل نیروهای مسلح در اظهاراتی سرشار از حس بشردوستی و صلحطلبی!! آن را اعلام كرده است.
اولین پیامی كه این سخنان به خواننده و شنونده منتقل میسازد، این است كه لااقل بخشی از مسئولان ایرانی هم قطعی بودن جنگ را پذیرفتهاند و به جای آنكه تلاش خود را به رفع این خطر بالقوه معطوف دارند از هم اكنون آماده مقابله با دشمن میشوند.
جنگ بوی گندی دارد، باید به هر طریق ممكن از این رایحه نامطبوع حذر كرد.
لینك یادداشت حرف راست كروبی در سایت روزآنلاین
ارسال شده در صلح | 17 دیدگاه »
ژوئن 28, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
مهرم حلال، جونم آزاد! این عبارت آنگاه وارد ادبیات محاورهای ایرانیان شد كه زنان برای رهایی از مظالم و مصائب شوهر زورگوی خود چارهای جز بخشیدن مهر خویش به شوی نداشتند تا شاید با این حربه از چنگ عذاب و آلام همسر سنگدل خود رها شوند.
از آن پس بود كه عبارت مهرم حلال، جونم آزاد؛ كنایه از افرادی شد كه حاضرند از حقوق اساسی خود بگذرند اما زندگی آرام و بیدغدغهای را سپری كنند.
پیش از این نیز به صراحت گفته بودم كه به هیچ عنوان اعتقادی به اصل انرژی هستهای حق مسلم ماست، ندارم! انرژی هستهای تا هنگامی كه حقوق مسلم دیگری مانند حق آزادی بیان، عقیده، پوشش و در یك كلام حق انتخاب آزادانه نوع زندگی، حق برخورداری از كار و زندگی مناسب، حق انتقاد به حاكمان و انتخاب و عزل آزادانه آنها و نیز حق انتخاب مسالمتآمیز روش حكومتی كشورم از من دریغ میشود، هیچ ارزشی برایم ندارد.
با این حال، ضمن پذیرش اینكه انرژی هستهای بالاخره یكی از حقوق من (هرچند با اولویت نهایی) است، اعلام میكنم كه بنده با استعانت از عبارت مهرم حلال، جونم آزاد؛ از خیر حق مسلم خود در زمینه برخورداری از تمام انواع انرژی هستهای اعم از صلحآمیز و غیرصلحآمیز میگذرم.
بیشك افزایش 1000 مگاواتی تولید برق در كشور، نه تنها ارزش نابودی ایران كه حتی ارزش همین درد و رنج كنونی سربار بر دوش ملت ایران را نیز ندارد.
فكر میكنم با توجه به شرایط خطیر كشور، مناسب باشد كه وبلاگنویسان صلحطلب ایرانی استنباط خود از حق بودن یا نبودن انرژی هستهای را به تصویر بكشند تا امكان انتقال پیامی درست به حاكمیت در این خصوص به وجود بیاید.
ارسال شده در در حاشیه | 18 دیدگاه »
ژوئن 28, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
سخنان اخیر مهدی كروبی، دبیركل اعتمادملی را میتوان یكی از معدود سخنان صحیح او طی چند سال گذشته دانست. كروبی چند روز پیش در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفته بود كه اجماع اصلاحطلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری بعید است.
همه میدانند كه اگر اتفاق غیرمترقبهای رخ ندهد، حضور كروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری قطعی است. وی پیش از این گفته بود كه یك تیر در تركشش باقی مانده و آن را هم برای این انتخابات كنار گذاشته. ضمن اینكه دبیركل ستاد انتخاباتی (نه حزب) اعتمادملی در محافل خصوصی اعلام كرده كه حتی در صورت كاندیداتوری محمد خاتمی، بازهم او خود را نامزد انتخابات خواهد كرد. امری كه رخداد آن اگرچه از سوی كروبی بعید نیست اما بیشك باعث میشود تا او آخرین پلهای پشت سرش برای بازگشت به اصلاحطلبان را از بین ببرد.
اما چرا میتوان با قاطعیت گفت كه اظهارات اخیر كروبی درباره به اجماع نرسیدن اصلاحطلبان در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، صحیح است؟ برای پاسخ به این پرسش و اگر فرض قطعی را بر این قرار دهیم كه كروبی نامزد این انتخابات میشود، ابتدا باید چند فرضیه درباره نحوه شركت اصلاحطلبان در انتخابات آینده مطرح كرد تا از پی آنها بتوان پاسخ این پرسش را یافت.
1 ) این روزها نامهای زیادی به عنوان كاندیدای مورد اجماع تمام یا بخشی از اصلاحطلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح است. در میان این اسامی، محمد خاتمی شخصی است كه اگر حضورش در انتخابات قطعی شود، اكثریت قریب به اتفاق اصلاحطلبان و حتی آن دسته از اشخاص و گروههایی كه كروبی بر روی حمایت آنها حساب افتتاح كرده هم پشت او متحد میشوند.
در این صورت تمام چهرههایی كه در عرف با عنوان اصلاحطلب شناخته میشوند (فارغ از اینكه این عنوان بر آنها اطلاق داشته باشد یا نه) به نفع او از انتخابات كنار میكشند و تنها كروبی میماند كه به علت خصوصیات شخصیش به احتمال زیاد حاضر به رقابت با خاتمی میشود. اما كروبی باید بداند كه چنین مسئلهای به معنای پایان كار اعتمادملی است زیرا به طور قطع بسیاری از اعضا و مسئولان این ستاد انتخاباتی نیز در دوراهی انتخاب میان كروبی و خاتمی به سوی خاتمی متمایل میشوند. ولی به هر حال اجماع میان اصلاحطلبان حاصل نخواهد شد.
2 ) اما اگر خاتمی نامزد انتخابات نشود چه؟ آنگاه است كه اصلاحطلبان به سراغ نقشه B میروند. این نقشه حتی ممكن است كنار كشیدن از انتخابات باشد اما با توجه به مورد تفاهم نبودن این گزینه در میان این جریان امكان اپیدمی شدن آن وجود ندارد. از این رو به احتمال زیاد اصلاحطلبان به سراغ گزینههای دیگری میروند كه پس از خاتمی امكان شكلگیری بیشترین تفاهم درونی بر سر آنها وجود داشته باشد.
محمدعلی نجفی، عضو شورای مركزی حزب كارگزاران سازندگی و شورای شهر تهران، محتملترین گزینه در این خصوص است. عبدالله نوری، غلامحسین كرباسچی و محمدرضا خاتمی در ردههای بعدی این جدول قرار دارند. حضور هركدام از این افراد در انتخابات و تایید صلاحیت احتمالی آنها باعث میشود تا اجماعی حداكثری میان اصلاحطلبان بر سر حمایت از آنها شكل بگیرد. این اجماع طیفی از نیروهای سیاسی از نهضت آزادی و ملی مذهبیها تا حامیان دكتر معین و هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری را شامل میشود.
با این حال چنین اجماعی بدون شك با مخالفت اعتمادملی و شخص كروبی مواجه میشود. نباید فراموش كرد كه كروبی هرچقدر با شخص خاتمی مشكل دارد، بسیار بیش از آن با گروهها و شخصیتهای حامی او نیز مشكل دارد. در صورت نامزدی هریك از افراد فوقالذكر و تایید صلاحیت احتمالی او، كروبی در عزمش برای حضور در انتخابات مصممتر میشود و حرف او درباره به اجماع نرسیدن اصلاحطلبان به واقعیت میپیوندد.
3) آخرین فرضیه درباره نحوه حضور اصلاحطلبان در انتخابات این است كه خاتمی راضی به شركت در انتخابات نشود و كاندیدای بعدی مورد تفاهم این جریان نیز به واسطه ردصلاحیت، امكان حضور در آن را نداشته باشد. در این صورت احزاب و جریانهایی مانند جبهه مشاركت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی، ملی مذهبیها و در یك كلام جریانی كه مدتی با نام اصلاحطلبان پیشرو شناخته میشد، چارهای به جز كنار كشیدن از عرصه انتخابات و یا حتی تحریم آن را ندارند. كارگزاران سازندگی احتمالا با یك نامزد اصولگرای معقولتر و معتدلتر (به عنوان مثال قالیباف) به توافق میرسد و اعتمادملی هم كه ذوقزده از شرایط موجود كروبی را یگانه كاندیدای خود در انتخابات میكند. اما بازهم اجماع اصلاحطلبان حاصل نخواهد شد.
نتیجه:
این درست كه كروبی تاكنون به انحای مختلف آمادگی خود را برای رقابت با خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری اعلام كرده اما احتمالا خود او هم به خوبی میداند كه در صورت دست زدن به چنین كاری او رسما تبدیل به شخصی میشود كه با ایستادگی در برابر نماد جنبش اصلاحطلبی ایران (درست یا غلط) یعنی محمد خاتمی، خود را از دایره این جریان خارج كرده است. ضمن آنكه در این صورت، باید منتظر ریزش آرای خود نسبت به انتخابات گذشته ریاست جمهوری هم باشد. زیرا كروبی نه خاتمی است كه امكان و توان جمعآوری رای از اقشار نخبه و مرجع اجتماعی را داشته باشد و نه تیغ پوپولیسمش به برندگی تیغ پوپولیسم احمدینژاد و دولت نهم است.
بنابراین به نظر میآید فرضیه مدنظر كروبی یكی از فرضیههای 2 یا سه باشد. اما هرچه باشد، این مسئله باعث اجماع اصلاحطلبان نمیشود.
ارسال شده در سیاسی و انتخابات | 3 دیدگاه »
ژوئن 25, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
آزموده را نه ولی بد آزموده را آزمودن خطاست! بلاگفا (blogfa) با كابران قدیمیش نامهربان است و به همین علت تصمیم گرفتم تا هم بلاگفا و هم اساسا كل سرویسهای وبلاگی وطنی را ترك گویم و به دامان سرویسهای مشابه غربی پناه ببرم.
WordPress انتخاب اول و آخر من در این مسیر بود. سایتی كه هرآنچه از یك سرویسدهنده وبلاگی انتظار داری، به سادهترین شكل ممكن در اختیارت قرار میدهد. میتوان گفت قالب فعلی یك قالب موقتی است. سپاسگذار میشوم دوستان اگر نظری درباره آن دارند، مطلعم سازند.
در خانه جدید لینك بسیاری از دوستان را كه تاكنون به دلایل گوناگون مورد غفلت واقع شده بودند اضافه و اندكی از لینكهای سابق را حذف كردم. شرمنده عزیزانی هستم كه به علت گرفتاریها و مشكلات بیشمار ایام اخیر كمتر موفق شدم از حالوهوای خود و وبلاگشان كسب اطلاع كنم.
WordPress را به همه شما پیشنهاد میكنم.
ارسال شده در روزمرگی | برچسبها Add new tag | 16 دیدگاه »
ژوئن 23, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
از آن روی دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
چو دشمن گرامی شد و دوست خوار
به ناچار پیش آید این روزگار
همین دان که ما گر بخت داشتیم
چنین روزگاری نمی داشتیم*
* روح مرحوم فردوسی ببخشاید ما را که در شعر نابش دست بردیم.
ارسال شده در در حاشیه | 2 دیدگاه »
ژوئن 22, 2008 بدست محمدرضا یزدان پناه
حذف و راه ندادن نمایندگان فراكسیون اقلیت مجلس هشتم و برخی نمایندگان اقلیت مجلس هفتم از تركیب كمیسیونهای تخصصی مجلس در روزهای اخیر با اعتراض شدید تعدادی از این افراد روبرو شده است. (به عنوان مثال میتوان از شیخ قدرت علیخانی و مصطفی كواكبیان به عنوان دو تن از جدیترین معترضان نام برد)
واقعیت آن است كه دلیل هیاهو و جاروجنجال نمایندگان موسوم به اصلاحطلب به این مسئله مشخص نیست و البته اگر هم مشخص باشد هیچ توجیهی ندارد. حذف از تركیب كمیسیونها نتیجه طبیعی اقلیت بودن در مجلس هشتم است. ضمن آنكه این دوستان از این پس باید به همبن دلیل منتظر بیتوجهیها و به بازی گرفته نشدنهای بیشتری در آینده مجلس هشتم باشند.
این درست كه رعایت حقوق اقلیت یكی از اولین مبانی دموكراسی است اما نه گروه خونی جناح راست در ایران به چنین مسائلی میخورد و نه این مسئله به معنای اعطای نقش به اقلیت در اداره قدرت مستقر است. (مگر در برخی نظامهای خاص سیاسی مانند فدرالیسم كه الزامات و قواعد ویژه خود را دارد)
این روزها كه اعتراضات فراوان نمایندگان اقلیت به حذف آنها از تركیب كمیسیونهای تخصصی مجلس هشتم را مشاهده میكنم، یاد هشدارها و انذارهایی میافتم كه پس از ردصلاحیت گسترده كاندیداهای اصلی اصلاحطلبان و معرفی لیست یاران خاتمی از جانب آگاهان و دلسوزان مطرح و طی آنها تاكید میشد كه شركت ذلیلانه در انتخابات غیررقابتی، به تشكیل فراكسیونی بیاثر و خنثی خواهد انجامید كه هیچ نقش و تاثیری در اداره پارلمان و حتی جهت دهی كلی به آن نخواهد داشت.
البته ممكن است برخی افراد بگویند كه حضور در كمیسیونهای تخصصی مجلس به جز اكثریت یا اقلیت بودن به موارد دیگری مانند تخصص و سابقه هم بستگی دارد اما به هرحال آن فاكتوری كه تصمیم نهایی را در این رابطه میگیرد همان میزان عددی نمایندگان است كه فراكسیون اقلیت برای این كار واقعا در اقلیت است. شاید هم گفته شود كه نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم با اینكه اكثریت آن مجلس را تشكیل میدادند، نمایندگان رقیب خود را از تركیب كمیسیونها حذف نكردند. بسیار خوب! اما نباید فراموش كرد كه قواعد بازی سیاسی در میان اقتدارگرایان و اصلاحطلبان از دو تعریف كاملا متفاوت برخوردار است. به عبارت دیگر جناح راست اگر به تقسیم عادلانه قدرت سیاسی در كشور اعتقاد داشت كه كاندیداهای اصلاحطلبان را اینچنین قلع و قمع نمیكرد.
بیپرده باید گفت كه در این مورد خاص هیچ حقی به جانب اقلیت مجلس هشتم نیست. شاید هم مقصر اصلی این مسئله، آن دسته از افرادی باشند كه با انواع و اقسام توجیهات مدعی بودند كه شركت حداكثری اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم به تشكیل فراكسیون اقلیتی قوی و تاثیرگذار خواهد انجامید.
ارسال شده در مجلس | برچسبها Add new tag | بیان دیدگاه »