1 ) یك فرد یا اجتماعی از افراد میتوانند آزادانه و بدون نگرانی از پیامدهای اقدام خود، از هر روشی برای نشان دادن اعتراض خود به مسئلهای خاص، استفاده كنند. حق اعتراض جزو بدیهیترین و پایهایترین اصول حقوق بشر است و جلوگیری حكام و قدرتها از اعمال این حق توسط تمام یا بخشی از مردم (به خصوص اقلیتها)، هیچ توجیهی ندارد.
از سوی دیگر، طبق اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر كه دولت ایران در سال 1948 رسما آن را به امضا رسانده و متعهد به اجرای آن شده، انسانها آزادند و نمیتوان به بهانه احكام قضایی یا وضع قوانین، آزادیهای آنها را سلب نمود.
2 ) زنان ایران به صورت تاریخی مورد ظلم و ستم واقع شدهاند. این گزاره آنقدر روشن و بدیهی است كه هیچ انسان آزادهای نمیتواند منكر آن باشد. امروز زنان ایرانی از بسیاری از حقوق اولیه و بدیهی خود كه در اغلب كشورهای دنیا كاملا پذیرفته شده هستند، تنها به جرم زن بودن محرومند. وجود قوانین تبعیض آمیز و نیز نگاه و فرهنگ ضد زن در ایران نیز است كه به شكلگیری جنبش زنان ایران و كمپین یك میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز به عنوان اقدامی عملی، شجاعانه و در خور ستایش برای مبارزه با این قوانین انجامیده است. این جنبش و كمپین طیف گستردهای از زنان و حتی مردان آزادیخواه و برابری طلب با دیدگاههای مذهبی تا غیرمذهبی را شامل میشود.
3 ) همانطور كه بیان شد، اعتراض به قوانین ناعادلانه و نگاههای تبعیضآمیز حق تمام افرادی است كه خود را از بابت وجود آنها متضرر و مظلوم میدانند. اما این سوال برای من به صورت جدی وجود دارد كه نبستن سوتین دیگر چه توع اعتراضی است؟؟؟ با این كار چه مسئلهای را میتوان نفی یا اثبات كرد؟؟؟ این درست كه نبستن سوتین به نشانه اعتراض، یك فلسفه تاریخی دارد اما آیا این فلسفه در شرایط كنونی هم صدق میكند؟؟؟
ممكن است گفته شود این حركت یك حركت اعتراضی نیست و تنها با هدف مقابله با وجود یك نگاه خاص انجام میشود اما بههرحال مقابله با هر نگاهی خود نوعی اعتراض را در بطن دارد. هنگامی است كه یك خانم به دلایل شخصی و كاملا محترم برای خودش، دست به این كار میزند كه حق طبیعی اوست؛ نبستن سوتین به نشانه اعتراض هم حق طبیعی خانمهاست و هیچكس اجازه ندارد آنها را از این حق محروم كند. اما وقتی میتوان از یك كار تلقی اعتراض داشت كه مخاطب آن هم تلقی یك حركت اعتراضی از آن داشته باشد اما شخصا مطمئنم كه در شرایط كنونی، هیچكس وجود ندارد كه از سوتین نبستن خانمها چنین استنباطی داشته باشد.
همین مسئله هم است كه باعث میشود این اقدام بیش و پیش از آنكه در قالب یك حركت اعتراضی سنجیده شود به عنوان یك كار بیمعنا و لوث تلقی شود.
در تــریبـون آزاد بخوانید:
بازشناسی چهره های جبهه ملی، قسمت اول، دکتر محمد مصدق
بازشناسی چهره های جبهه ملی، قسمت اول، دکتر محمد مصدق(بخش دوم، نقش مصدق در کودتای 28 مرداد)
بازشناسی چهره های جبهه ملی، قسمت دوم، مهندس مهدی بازرگان(بخش اول)
×××××××××××کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی×××××××××××