تقدیم به آنهایی كه نهایت هم در برابر مظلومیتشان اندك است:
با دستور حمله، افراد نیروی انتظامی و لباس شخصی كه نوجوانان 14 تا 16 ساله نیز در میانشان بهچشم میخورد و گاه ـ اگرچه باورش دشوار است ـ فرماندهی حمله را برعهده داشتند، از در اصلی و در غربی كوی {دانشگاه تهران} یورش آوردند. اینها در دو ساعت هر كاری كه میخواستند، كردند. اول گفته بودند به كسانیكه در اتاقها هستند و چراغشان خاموش است كاری ندارند. اما به حرف خودشان هم عمل نكردند. حتی به دانشجویانی كه در محوطه چمن خوابگاه كه با چراغ مطالعه برای امتحان درس میخواندند و فلاسك چای در كنارشان بود، حمله كردند و آنها را هم زدند و غارت كردند.
ساعت ششونیم صبح دوباره به محوطه كوی آمدند و به خوابگاه شماره 22 هجوم بردند و تا طبقه سوم هم را پوكاندند. انصار حزبالله كه ادعای مسلمانی دارند با یاحسین همراه با فحش ناموسی، بچهها را با كتابها و جزوهها از اتاقها بیرون انداختند و لباسهایشان را آتش میزدند. كسانی را از روی سجادهای كه مفاتیح و قرآن در كنار آن بود، میبردند.
تمام مدت نیروهای گارد از آنانكه لباس شخصی به تن داشتند حمایت میكردند و در ساختمان 22 یك نوجوان 16 ساله رهبری عملیات را برعهده داشت. كسی كه تیراندازی میكرد هیكل قوی داشت، ابتدا با كلت خود سه تیر هوایی شلیك كرد و سپس مستقیم به طرف بچهها شلیك كرد.
بدینسان فاجعهبارترین تهاجم علیه نهاد دانشگاه در نیمه شب پنجشنبه هفدهم و ساعات آغازین روز جمعه هجدهم تیر شكل میگیرد؛ نیروی انتظامی و پلیس ضدشورش كه محل را به محاصره درآورده بودند وارد خوابگاهها شده و همراه با آنها، نیروهایی كه با لباس شخصی و مجهز به باتوم، پنجه بوكس، چماق و زنجیر به كوی هجوم آورده بودند، با شكستن درهای ورودی اتاقها و تخریب وسایل به ضرب و شتم شدید دانشجویان ـ كه نوعاً خواب بوده و بعضی حتی موقع بازداشت، فقط لباس زیر به تن داشتهاند ـ پرداخته و ضمن پرتاب گاز اشكآور به برخی اتاقها، به شكستن شیشههای خوابگاهها، تلویزیونها و نابود كردن وسایل دانشجویان پرداختند. در جریان این تهاجم چند ساختمان كوی ازجمله ساختمانهای 20،18،17،16،15،14 و 22 متحمل بیشترین خسارات و آسیبهای وارده از سوی مهاجمان شده و آنها به صورت سازمان یافته حتی شماری از اتاقهای خوابگاه شماره 14 را به آتش كشیده و ساختمان شماره 23 را كه مختص دانشجویان خارجی ساكن تهران است و نیز ساختمان 22 را كه در اختیار دانشجویانی بود كه پدرانشان آزاده بودند، از حملات خود در امان نگذاشتند.
اولین درگیری كه از حدود ساعت سی دقیقه پس از نیمه شب پنجشنبه آغاز شده بود با پرتاب سنگ از دو سو و گاز اشكآور از بیرون، تا ساعت چهار صبح ادامه یافت. در این مرحله از حمله، ورود نیروی انتظامی و لباسشخصیها به راهروها و اتاقهای خوابگاهها كه با عنف و بهموازات سركوب شدید دانشجویان همراه بود، پدیدآورنده صحنههایی بود كه هولآور بودن آنها مجال دفاع از آن را برای هیچ مقام و هیچ مسئولی باقی نگذاشت؛ كوبیدن با چوب و باتوم بر سر دانشجویان در حال خواب، ایجاد تونل انسانی از مهاجمان چماق و زنجیر بهدست و عبوردادن دانشجویان از این تونل زیر رگبار ضربهها، فریادكشیدنهای هراسآور بهمنظور مرعوبكردن دانشجویان، اطلاق انواع توهین و تحقیر و ناسزا خطاب به آنها، كشیدن دانشجویان بر روی زمین با گرفتن موی سر آنها و شكستن درهای اتاقها و كمدهای دانشجویان، آتشزدن برخی وسایل دانشجویان در اتاقها و…
حمله بعدی مهاجمان لباس شخصی كه پرسنل نیروی انتظامی هم آنها را همراهی میكردند در حدود ساعت شش و نیم صبح جمعه به ساختمانهای داخل كوی بود كه حاصل این چند نوبت حمله، تخریب حدود پانزده خوابگاه، به آتش كشیدهشدن كتب، روزنامهها، پایاننامه برخی دانشجویان و حتی قرآنهای موجود در برخی اتاقها، نابودی وسایلی از قبیل كامپیوتر، دوربینهای عكاسی و به سرقت رفتن ساعت و وجوه نقدی آنان، شكسته شدن بسیاری از شیشههای ساختمانها و خودروهای مستقر در خیابان مقابل كوی و بر جای ماندن دهها دانشجوی مجروح در اثر استنشاق گاز اشكآور، شكسته شدن دست و پا بر اثر پرت كردن آنان از طبقات بالای ساختمانها و بازداشت صدها دانشجو بود….
برگرفته از نشریه چشم انداز ایران، ویژه نامه فاجعه 18 تیر 78
همه درد ما این است که با یا حسین و الله اکبر فحش شان را تطهیر و نثار می کنند انگار!! مانند آن ها که قرآن ها بر سر نیزه کردند و با بسمل گفتن سرها بریدند…
18 تیر- قتل های زنجیره ای… سرنوشت محتوم ماست!
درود بر فرزندان زندگی! مبارزان خورشید!
آنها را مجرم دانستند به جرم عشق و اخوت!
زنده باد ایرانی، جاوید ایران
درود محمد رضا عزیزم، نوشته ها و اندیشه شما حکایت دیگری را بازگو می کند! شما فرزند زندگی هستی، مثل من، مثل ما!
سلام
متاسفانه نه سال س از فاجعه غم انگیز 18تیر و هجوم فاشیست های اقتدارگرا به دانشگاه برای خاموش کردن و سرکوب اندیشه با چماق، اکنون همان فکر و طیف بر سر کار است و همان فجایع را تکرار می کند.محمدرضای عزیز، من هم با مطلبی در همین زمینه به روزم و در تکلمه یادداشتم به مطالب مرتبط لینک داده ام. با اجازه لینک مطلب تو رو هم قرار دادم.
همانطور که 16 آذر در اذهان باقی ماند و تا نسلها بعد هم خواهد ماند 18 تیر هم برای ما و هم برای نسلهای بعد یاد آور خاطره خواهد بود . چقدر دردناک است که حافظه مردم این دیار از این خاطرات تلخ و دردناک پر شود .
یادشان گرامی باد .
_____________________________________________________
از این فضا استفاده میکنم تا طبق آیین معرفت از بابت چاپ مقاله گریز از وضع موجود ؛ تشکر صمیمانه خود را خدمتت برسانم .
به امید موفقیت .
salam…yad bad …
سلام عزيز. باميد روزي كه دادگاه صالحه اي برگزار شود و تمام زواياي اين جنايت آشكار گردد. آنوقت همگان خواهند ديد كه اين جنايت حتي فاجعه بارتر از آني بود كه به نظر مي رسد.
سلام و یه دنیا شرمنده از بابت این همه تآخیر … بیش از یک ماه گذشته را در سفر بودم و حالا رسیده ام به سرو سامان دادن به وبلاگم و آدرس جدیدی شما را وارد کردم و تصحیحی و همه مطالب نخوانده را یکباره بلعیدم و لذت بردم پدر نازنین از قلم توانمندت و باز هم شرمنده از این دختر سر به هوا از بابت تآخیرم
کامل بود ، ممنون که یاد کردید.
همی گشت شیخ گرد شهر
کز بیم و درد ملولمو انسانم آرزوست
راستی یادم رفت بگم. منو لینک نکردی؟؟!!
سخت است برای ما این همه زور گویی.
این ها که ملت بزرگ و مهترم ایران را خس و خاساک مینامند خود حتی خس و خاشاک نیز نیستند.
به امید روزی که ایران بزرگ از دست زور گویان گرفته و به دست حق بیافتد