چرا نباید خاتمی بیاید. این عنوان نوشتهایست كه در شماره روز دوشنبه دهم تیرماه روزنامه كارگزاران منتشر شده و در آن برخی (نه همه) ادله خود درباره به مصلحت نبودن حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری را شرح دادهام.
به جهت طولانی بودن مطلب فوق از قرار دادن آن در وبلاگ معذورم اما این نوشته در آدرس ذیل قابل دسترسی است: http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?17389
به جهت اهمیت بحث، خواهش میكنم دوستان پس از مطالعه كامل مطلب درباره آن اظهارنظر نمایند تا امكان بحث عالمانه در خصوص آن وجود داشته باشد.
ضمنا دوستانی كه تمایل دارند مطالب و نوشتههایشان درباره نامزدی آقای خاتمی در انتخابات دهم ریاست جمهوری یا حتی اصل این انتخابات و نحوه مواجه اصلاحطلبان با آن، در روزنامه كارگزاران منتشر شود، آن را به آدرس ایمیل mohamadreza.yazdanpanah@yahoo.com یا yazdan@ymail.com ارسال كنند تا در صورت رعایت اصول روزنامه نگاری، امكان انتشار آنها فراهم بیاید.
سلام
من همون روزی که مطلبت چاپ شد خوندمش و نظرم رو هم گفتم در موردش. در کل باهاش موافقم بجز موردی که از اراده بخشی از حاکمیت -که از محتوای حرفت استنباط می شد که از منظورت بخش اقتدارگرای حاکمیت است- برای روی کار آمدن خاتمی در خرداد 76 گفته بودی که به نظر من کمی بوی توهم توطئه می داد. من هم یکی دو مطلب در همین مورد دارم، اون مطلب “اصلاح طلبان از گامی به پیش تا رویای بازگشت خاتمی” رو برات بفرستم خوبه؟
مصطفی عزیز!
من در متن مطلب به صراحت اشاره كردم كه منظورم حمایت برخی از چهرههای تعقلگرا، معتدل و البته بانفوذ حاكمیت از انتخابات به نسبت قانونی و آزاد در دوم خرداد است.
سلام
این کامنت فقط برای عرض ارادت است.برای نوشته ات در کارگزاران.چاکریم!
سلام احوال شما قالب نو وبلاگ نو مبارک
مطلب شمارا در کارگزاران خواندم مثل همیشه عالی بود
همانطوري كه قبلآ گفتم با شما موافقم.
نکات ومطالب بسیاری را اشاره نموده اید که موافقم با اینحال فکر میکنم اقای خاتمی ناگفته های بسیار دارد
با سلام و عرض وقت بخیر
انصافا همانطور که گفته بودید، متن طولانی بود . البته فکر کنم می توانستید خلاصه تر کنید.
بهر حال ، مطالب زیر دیدگاههای من نسبت به مطلب شماست. همین جا ذکر می کنم که در اکثر مطالب با حضرتعالی موافقم خصوصا در مورد نیامدن جناب خاتمی. به علت زیادی وجه اشتراک نظرات سعی می کنم خلاصه بنویسم. عذر مرا پذیرا باشید:
1.”قهرمانپروری هنوز دست از سر ایرانیان بر نداشته است” با این جمله کاملا موافقم. متاسفانه وقتی به دوستان اصلاح طلب (که غالبا دارای تحصیلات عالیه) می باشند نگاهی می اندازیم در می یابیم که این دوستان چون به انتخابات ریاست جمهوری وقتی نمانده، مشتاقانه از رییس جمهوری خاتمی می گویند بدون تحلیل خاصی یا ارائه نظریه مناسبی.(متاسفانه دوستان اصلاح طلب در انتخابات مجلس هم بدون هیچ دیدگاهی فقط خود را تنور انتخابات کردند).
در سخنان جناب تاج زاده هم منطقی برای بیاناتشان پیدا نکردم!!
2. در مورد اول انقلاب نوشتید و خاتمی. بله، حقیقتی است. هنوز سرمقاله کیهان به نوشته سید محمد خاتمی در نکوهش مهندس بازرگان قابل دسترسی است. که اگر آن نوشته ها را اینک کنار سخنان ایشان بگذاریم باور کردنی نیست!
ادامه…
3.نوشتید:”بسیاری از فرصتهای فراوانی كه در اختیارش بود و میشد تا آنها را صرف پیشبرد پروژه دموكراسیخواهی و حقوق بشر در ایران كرد، از دست داد ”
با شما موافقم اما در این زمینه تقصیر را فقط متوجه خاتمی نمی دانم. که بهره برداری از این فرصتها فقط وظیفه خاتمی نبود. اصلاح طلبان کلاف سر درگمی بودند که خاتمی هیچ گاه نتوانست به آنان تکیه کند. یکروز عبور از خاتمی ، یکروز نافرمانی مدنی و…..
جایگاهها در جبهه اصلاحات تعریف نشده بود . برای مثال کافی است به این نکته توجه کنیم که “مهدی کروبی” رئیس مجلس اصلاحات شد!!!!! فقط به خاطر تعارف یا به اصطلاح رودربایستی شخصی بهزاد نبوی با ایشان!
بله ، مهدی کروبی که حتی قرار گرفتن نامش در لیست انتخاباتی تحکیم وحدت هم با اما و اگرهای بسیار و جنجالهای زیادی همراه بود.(خدا نبخشد علی افشاری را).
امروزه مشخص شد که مهدی کروبی را به هیچ وجه نمی توان اصلاح طلب نامید.
4. نوشته اید “واقعیت این است كه در دوم خرداد 76 بهرغم تمام مخالفتها در برابر پیروزی خاتمی، بخشی از چهرهها و شخصیتهای موثر و با نفوذ نظام راه رفع تهدیدات بینالمللی بالقوه آن مقطع علیه كشورمان را روی كار آمدن یك رئیسجمهور میانهروی اصلاحطلب از بخش محذوف سیاسی، میدانستند ” این تحلیل همان تحلیل ساده و عامیانه ای است که روزهاست در میان مردم عادی رایج است که ” نظام داشت سقوط می کرد، خاتمی رو آورد” . و شما به آن لعاب روشنفکرانه تری زده اید!!!
خیر، کاملا اشتباه است . به هیچ عنوان هیچگونه دلیل یا سند یا حتی شاهدی برای این منظور وجود ندارد. من خود آن سالها را بخوبی لمس کرده ام. و تمام کسانی که در این مدت همچین ادعایی داشتند نتوانستند مخاطب را قانع کنند . حتی خانم فائزه هاشمی که در دانشگاه من، دوم خرداد را نتیجه تلاش شبانه روزی پدرش می دانست، او نیز دلیلی نداشت!
ادامه …
5. نوشتید که رقیبان خاتمی “«پول بیانتهای نفت و نیروهای سازمان یافته» هستند.” که حق مطلب را ادا کردید.
خاتمی در صورت حضورش و حتی رای آوردنش (صحبت های عباس عبدی هم در این مقوله قابل تامل است) هم نمی تواند منشا اثر مناسبی برای جنبش دموکراسی خواهی این سرزمین باشد. نهایتا چیزی می شود مشابه سالهای 81 الی 84.
حوصله تان سر رفت. شرمنده.
پیروز باشید
در مورد سرنوشت که توضیحم رو دادم. به نظرم سرنوشت و تقدیر آدما چندان هم انتزاعی نیست و نمودهای خارجیش رو راحت می شه دید. اینکه من منم و تو توئی خودش نمودی از سرنوشت من و توست. من محمدرضا یزدان پناه یا همون یزدان خودمون نیستم و تو مرجان نمازی نیستی؟ سوال از چرائیشه که شاید کمی انتزاعی بشه. چطور و چرا من مرجان شدم تو یزدان، این شاید درک و فهمش کمی سخت باشه اما اینکه خوب من اینم و تو اونی که فهمش سخت نیست . اینکه ازش هم راه فراری نیست هم درکش سخت نیست. اینکه من اگه بخوام کس دیگه ای باشم و یا آرزو کنم کاش جای یه کس دیگه بودم ولی نتونم به آرزوم برسم هم حس کردنش اصلا سخت نیست. هست؟!
درود
دوست گرامی به نظر من انچه در این مقاله نوشتید کاملا منصفانه بوده است. ومن هم به شخصه با نظر شما موافقم و ورود اقای خاتمی را باوضعیت فعلی کشور در انتخابات اتی درست نمیدانم.
اما نوشته بودید ما هنوز دنبال قهرمان پروری هستیم! دوست گرامی اگر ملتی بدون کوچکترین حرکتی بنشیند و خواهان ان باشد تا شخصی معجزه گر پیدا شود وبه کمک اعجاز خویش همه امور را به سلامت و بهبودی برساند صد البته که این کار اشتباه ست و گفته شما درست و متین. اما عزیز انتخاب یک شخص برای مقام ریاست جمهوری در یک کشور و انتظار از او که به تعهداتی که داده است عمل کند، بی شک قهرمان پروری نیست! به خصوص در مورد اقای خاتمی. ایا کسانی که با همه عقاید ومرامهای مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در ان زمان به اقای خاتمی اعتماد کردند و در کنار ایشان قرار گرفتند، تلاش و از خود گذشتگی نکردند؟ وبابت این همیاری تاوان و هزینه های سنگینی چون زندان و… نداند؟ایا بخش عظیمی از دانشجویان همواره در کنار ایشان نبودند؟ وبابت این همراهی جان و جهان خود را از دست نداند؟ ایا انتظار این عزیزان از اقای خاتمی، انگونه که شما یاد کردید انتظار بیجا از یک شخص به عنوان سوپرمن و ایجاد فضای قهرمان پروری بود؟
به نظر بنده نیز خاتمی نباس بیاد.خائفی باید بیاد آقا!
سلام آقای یزدان پناه
شکست هاشمی رفسنجانی در دوره پیش میتواند حاوی نکاتی برای حضور خاتمی در صحنه باشد 9) اصلاحات در این مدت نتوانسته اعتماد سابق مردمی را جلب نماید و موفقیت نسبی فعلی نه از سر لطف به اصلاحات بلکه از سر عدم توفیق دولت نهم میباشد 10) ایشان از مسئولیتهای بزرگتر در عرصه جهانی در غالب موسسه گفتگوی ادیان و بنیاد باران باز میماند . به هر حال دیدن ایشان در جایگاه پرچم اصلاحات بسیار دلنشین تر از شکست خورده انتخاباتی است .
بدون مقدمه به سر اصل مطلب میروم آمدن خاتمی 3 مزیت دارد 1) قابلیت اجماع 2) صلاحیت شورای نگهبان3) محبوبیت و پتانسیل رای آوری اما 10 ضعف دارد که تیتر وار اشاره میکنم 1) آمدن خاتمی به نوعی نشانگر عدم موفقیت نظام در چهره سازی پس از انقلاب است 2)حضور ایشان ریسک به شمار میرود زیرا شکست ایشان به معنای شکست اصلاح طلبی به معنای عام ( روزنامه ها ؛ احزاب سیاسی ؛ گفتمان اصلاح طلبی و …) خواهد بود 3)تغییرات جدید دولت در وزارت کشور برای اصلاح طلبان محیطی نا امن و نا مطمئن برای صندوق های رای به شمار میرود و احتمال شکست خورده نشان دادن محمد خاتمی کم نخواهد بود همانطور که هنوز وزارت کشور از دادن اطلاعات جزئی صندوق های رای شورا و مجلس طفره میرود 4)کاندیداتوری ایشان باعث هجمه توهین و تخریب خواهد شد که قطعا بی پروا تر از پیش دنبال خواهد شد زیرا در این مدت چند ساله پس از تخریب مراجع تقلید و نوه حضرت امام قطعا برای حفظ حیطه پاستور به خاتمی رحم نخواهد شد 5) اصرار برخی گروههای اصلاح طلب بر عملکرد حزبی مستقل در این شرایط خاص قطعا باعث شکسته شدن آرا و ضرر خاتمی خواهد شد 6) قهر مردم از صندوق های رای به دلایل مختلف از جمله رد صلاحیتها به صورت غیر مستقیم و به دلیل حضور اقلیت همیشه فعال و ارای سنتی اصولگرایان به ضرر خاتمی خواهد بود 7)با مجلس و شرایط فعلی اوضاع بهتر از دوران ریاست جمهوری ایشان برای تحقق وعده ها نخواهد بود
این مطالب خلاصه ای از مقاله ای با عنوان استراتژی اصلاحات و اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری است که در وبلاگ بنده قابل رویت میباشد .
نههههههههههههههههههههههههههههههههههه! من اين ورد پرس رو دوست ندارم.يزدان برگرد بلاگفا.حالا كه اين طور شد من ديگه نظر نميدم.
سلام
راستش من هم هرکار می کنم نمی توانم خودم را با این وردپرس وفق دهم. اصلاً دوست داشتنی نیست. من هم به عنوان یکی از طرفداران همیشگی و پر و پا قرصتان!!! خواهشمندم که به “خانه” -لفظی که خودت وقتی من از بلاگر به بلاگفا برگشتم به کار بردی- یعنی بلاگفا برگرد هرچند که بلاگفا به دوستانش جف کرده است.
khone jadid mobarak refigh
درود خیلی دوست دارم حالی دست دهد و مطلب مورد نظرت را آماده کنم با این تیتر “چرا باید خاتمی بیاید!” امیدوارم محافظه کاری و تنبلی و بی حوصلگی امان بدهند…
سلام محمد جان خوبي؟
من از دوستانم شنيده بودم كه مقاله جالبي در كارگزاران نوشته بودي، البته گفته بودند كه تو در مطلبت داصرار بر حضور خاتمي كردهاي!!!!
بهر حال توفيق حاصل شد تا مقاله الحق و النصاف زيبايت را بخوانم و لذت بردم.
من نيز كاملا با نظر تو هم عقيدهام و اتفاقا چند روزيست كه تصميم به نوشتن در اين مورد دارم. اما قلمم آنقدر محافظه كار شده كه حتي خاطرات شخصي خود را هم در دفتر خاطراتم نمي نويسم. اما بهرحال نوشته تو به من انگيزه و شجاعت داد.
مي بوسمت!
آقای یزدان پناه عزیز من کرایه چیان از اعضای جبهه مشارکت هستم
سلام
من مطالب شما رو در روزنامه کارگزاران میخونم از بابت نوشته تون بینهایت سپاسگزارم
خاستم ازتون یه سوال بپرسم :
اصلاح طلبا به فکر دایر کردن روزنامه ای مثل همیهن یا شرق نیستن ؟؟
اگرچه کارگزاران شبیه به همیهن شروع کرد اما قبول دارید با همیهن خیلی فاصله داره ؟؟
محمد رضای عزیز قبول دارید روزنامه کارگزاران با اکیپ همیهن نتونست به تیراژ خوبی برسه
تو موضوعات صفحات خیلی کم دقت میکنن هنوز جای خیلی از موضوعات تو روزنامه خالیه
در حالی که روزنامه تنها 20 صفحه منتشر میشه هر روز 2 صفحه تعلق میگیره به کتاب و ادب که میشه تو یه صفحه قرار داد
کارگزاران حالا دیگه شده برا یه عده خاص فقط دسته یه عده خاصه در حالی که همیهن برای تمام خانواده بود توی کارگزاران جای همین دوم خیلی خالیه ….
برا این مشکلات چاره ای ندارید ؟؟؟
سلام!
ببخشید که دیر آمدم
درگیر امتحانات بودم و آنجا اینترنت هم ندارم اما اساماسات(!) را گرفتم
و حالا تغییرات لازم را انجام دادم!
محمد جان دلم برای دیدنت تنگ شده
و در آن کافهی مخصوص خودت نشتن و گپ زدن!
امیدوارم هر جا که هستی شاد و موفق باشی
راستی خانهی جدید مبارک
وبلاگت زیبا هم شده!
با درود. من با نظراتتان موافقم اما سوالی كه برای من پیش آمده اینست كه موضع شما در این مقاله با موضع رسمی جبهه مشاركت متفاوت بود. این دوگانگی چگونه قابل توجیه است؟!!!!!
سلام ..چه طوری ممد رضا ؟ خوبی ؟ خانومت خوبه ؟ سلام برسون … ببینیمت …
دوست عزیزم آقای كریمی!
من در نگارش نظرات و دیدگاههای خود كاملا آزادم و محتوای مواضع و توشتههای بنده در نشریات، سایتهای اینترنتی و وبلاگ شخصیم، هیچ ارتباطی به هیچ كدام از مسئولان جبهه مشاركت یا هر شخص و مقام دیگری ندارد.
آقای كرایه چیان عزیز!
بخشی از انتقاداتتان را میپذیرم. اما لازم میدانم متذكر بشم كه بسیاری از اعضای موثر هم میهن در كارگزاران غیبت دارند به خصوص محمد قوچانی كه جای خالیش واقعا احساس میشود.
از سوی دیگر ساختار روزنامه كارگزاران هم با ساختار هم میهن كاملا متفاوت است. این مسئله دلایل متفاوتی دارد اما یكی از اصلیترین دلایلش، حزبی بودن كارگزاران است كه محذوریتهای خاصی را ایجاد میكند. البته باید تاكید كنم تا جایی كه شخصا مشاهده كردهام، مسئولان حزب كارگزاران نگاه باز و مقبولی به ارگان مطبوعاتی خود دارند و این مسئله باعث شده كه تحریریه روزنامه در انعكاس دیدگاههای خود لااقل در مقایسه با دیگر روزنامه حزبی اصلاحطلب، بسیار آزادانهتر عمل كند.
با این حال اگرچه میپذیرم كارگزاران هم میهن یا شرق نیست اما بدون تعصب فكر میكنم در میان روزنامههای اصلاحطلب موجود با توجه به سابقه كوتاهتر استقرار تیم جدیدش، عملكردی كاملا قابل دفاع داشته است.
[...] خاتمی آیا؟ چرا نباید خاتمی بیاید. این عنوان نوشتهایست كه در شماره روز دوشنب� [...] [...]
کیهان نیز در ستون ویژه این مطلب را آورده و آن را تحلیل کرده بود….من هم به این موضوع پرداخته بودم
وبلاگتون بسیار زیبا و شایسته است.
از اینکه نتونستم در این بحث شرکت کنم متاسفم. هرچه زودتر باید برم.
اما بسیار مشتاقم که با شما تبادل لینک داشته باشم.
وقت خوش!
salam mersi az kamente shoma.belakhre az hame varzeshha sari dar miavordim.beh vaghe varzesh salamati va shadabi miavarad hatta baraye salhaye sal
گزارشى از واقعیات پشت پرده و درگیری های خیابانی ۱۸تیر ۷۸ در تریبون آزاد :
«بازخوانی سناریوی کوی دانشگاه از ۱۷ تیر ۷۸ تا ۲۳ تیر ۷۸»
و
«سیاست دوگانه مسئولان دولت وقت درباره 18 تیر 78»
کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی
http://au-tabriz.blogfa.com
تریبون آزاد به روز شد :
«برگی از خیانتهای بنی صدر»
کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی
http://au-tabriz.blogfa.com