از آن روی دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
چو دشمن گرامی شد و دوست خوار
به ناچار پیش آید این روزگار
همین دان که ما گر بخت داشتیم
چنین روزگاری نمی داشتیم*
* روح مرحوم فردوسی ببخشاید ما را که در شعر نابش دست بردیم.
ژوئن 23, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
از آن روی دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
چو دشمن گرامی شد و دوست خوار
به ناچار پیش آید این روزگار
همین دان که ما گر بخت داشتیم
چنین روزگاری نمی داشتیم*
* روح مرحوم فردوسی ببخشاید ما را که در شعر نابش دست بردیم.
درود محمد رضا جان
عزیز هر جایی که بری، من یکی که هستم، مگه میشه دوست نازنینی مثل تو رو همینجوری رها کرد. خونه نو مبارک.
زنده باشی به عزت و عشق
جدی می گم کاش دست نمی بردی، من هم نمی بخشمت حتی اگر ابوالقاسم ببخشه