جولای 27, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
هنگامی كه تصمیم گرفتم پست قبلی را به رشته تحریر دربیاورم، انتظار همه گونه واكنشی را داشتم به جز برخی واكنشهای وارده كه در آنها بنده تلویحا به برادر حسین تشبیه شده بودم! همانگونه كه در متن مطلب قبلی به روشنی مشخص است، بنده تاكید كردهام كه هیچ مشكلی با این نوع اعتراض كردن ندارم و نبستن سوتین چه به عنوان یك اقدام اعتراضی و چه به عنوان یك حركت شخصی غیراعتراضی را حق مسلم تمام خانمها میدانم و از این نظر اصل چنین كاری هیچ ارتباطی به من یا شخص دیگری ندارد.
اما از سوی دیگر این هم حق طبیعی من است كه انتقاد خودم به یك حركت اعتراضی یا دیدگاه فمینیستی را بدون آنكه اصل حق این اعتراض را نفی كنم، به رشته تحریر دربیاورم. فكر میكنم نكتهای كه باعث سوءتفاهم شد هم دقیقا در همین بخش مسئله است؛ یعنی جاییكه من این عمل را هم حق طبیعی خانمها و هم درعینحال قابل نقد میدانم اما به جای پاسخگویی مستدل، متهم شدم كه نگاهم مانند اقتدارگرایان و حكومت است، با تن نویسی مشكل دارم یا اقدامی خلاف آزادی و ارزشهای جامعه مدنی انجام دادهام.
بنابراین، لازم میدانم مجددا تاكید كنم كه بنده ضمن آنكه نبستن سوتین توسط خانمها را چه به عنوان یك اقدام اعتراضی و چه به عنوان عملی شخصی، حق طبیعی تمام آنها میدانم (و قاعدتا از این نظر با حكومت، گشتهای ارشاد، اقتدارگرایان و كیهان، متفاوتم) اما معتقدم كه این مسئله در شرایط كنونی و در مقام یك دیدگاه فمینیستی یا روش اعتراضی، اقدامی بیمعنا و لوث است.
امیدوارم با این توضیح مختصر توانسته باشم سوءتفاهمات پیشآمده احتمالی را برطرف كرده باشم.
ارسال شده در در حاشیه | 9 Comments »
جولای 25, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
1 ) یك فرد یا اجتماعی از افراد میتوانند آزادانه و بدون نگرانی از پیامدهای اقدام خود، از هر روشی برای نشان دادن اعتراض خود به مسئلهای خاص، استفاده كنند. حق اعتراض جزو بدیهیترین و پایهایترین اصول حقوق بشر است و جلوگیری حكام و قدرتها از اعمال این حق توسط تمام یا بخشی از مردم (به خصوص اقلیتها)، هیچ توجیهی ندارد.
از سوی دیگر، طبق اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر كه دولت ایران در سال 1948 رسما آن را به امضا رسانده و متعهد به اجرای آن شده، انسانها آزادند و نمیتوان به بهانه احكام قضایی یا وضع قوانین، آزادیهای آنها را سلب نمود.
2 ) زنان ایران به صورت تاریخی مورد ظلم و ستم واقع شدهاند. این گزاره آنقدر روشن و بدیهی است كه هیچ انسان آزادهای نمیتواند منكر آن باشد. امروز زنان ایرانی از بسیاری از حقوق اولیه و بدیهی خود كه در اغلب كشورهای دنیا كاملا پذیرفته شده هستند، تنها به جرم زن بودن محرومند. وجود قوانین تبعیض آمیز و نیز نگاه و فرهنگ ضد زن در ایران نیز است كه به شكلگیری جنبش زنان ایران و كمپین یك میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز به عنوان اقدامی عملی، شجاعانه و در خور ستایش برای مبارزه با این قوانین انجامیده است. این جنبش و كمپین طیف گستردهای از زنان و حتی مردان آزادیخواه و برابری طلب با دیدگاههای مذهبی تا غیرمذهبی را شامل میشود.
3 ) همانطور كه بیان شد، اعتراض به قوانین ناعادلانه و نگاههای تبعیضآمیز حق تمام افرادی است كه خود را از بابت وجود آنها متضرر و مظلوم میدانند. اما این سوال برای من به صورت جدی وجود دارد كه نبستن سوتین دیگر چه توع اعتراضی است؟؟؟ با این كار چه مسئلهای را میتوان نفی یا اثبات كرد؟؟؟ این درست كه نبستن سوتین به نشانه اعتراض، یك فلسفه تاریخی دارد اما آیا این فلسفه در شرایط كنونی هم صدق میكند؟؟؟
ممكن است گفته شود این حركت یك حركت اعتراضی نیست و تنها با هدف مقابله با وجود یك نگاه خاص انجام میشود اما بههرحال مقابله با هر نگاهی خود نوعی اعتراض را در بطن دارد. هنگامی است كه یك خانم به دلایل شخصی و كاملا محترم برای خودش، دست به این كار میزند كه حق طبیعی اوست؛ نبستن سوتین به نشانه اعتراض هم حق طبیعی خانمهاست و هیچكس اجازه ندارد آنها را از این حق محروم كند. اما وقتی میتوان از یك كار تلقی اعتراض داشت كه مخاطب آن هم تلقی یك حركت اعتراضی از آن داشته باشد اما شخصا مطمئنم كه در شرایط كنونی، هیچكس وجود ندارد كه از سوتین نبستن خانمها چنین استنباطی داشته باشد.
همین مسئله هم است كه باعث میشود این اقدام بیش و پیش از آنكه در قالب یك حركت اعتراضی سنجیده شود به عنوان یك كار بیمعنا و لوث تلقی شود.
ارسال شده در در حاشیه | 1 نظر »
جولای 20, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
آیا میتوان به هر اقدام و حركتی كه باعث به خطر افتادن جان شخصی میشود، عنوان شجاعانه را اطلاق كرد؟ به عنوان مثال آیا میتوان به فردی كه در اوج پیك ترافیكی بزرگراه همت و به هر دلیلی، با چشمان بسته به وسط بزرگراه بپرد، لقب شجاع داد؟ یا مثلا میشود به رانندهای كه به هر دلیلی و بدون داشتن دید كافی، پیچهای تند یك جاده كوهستانی را با سرعت بالا و در لاین مقابل طی میكند، گفت كه عمل شجاعانهای انجام میدهد؟ یا اینكه میتوان به فردی كه به هر دلیلی علاقه دارد با یك وسیله برنده بدن خود را زخمی كند، عنوان شجاع اطلاق كرد؟
مرز میان شجاعت با حماقت كجاست؟ به چه كاری میتوان اقدام شجاعانه و به چه حركتی میشود كار احمقانه گفت؟ در مقیاس ملی چطور؟ آیا اگر مسئولان یك كشور با اتخاذ سیاستهای رادیكال و خلاف قواعد نظام بینالملل، ملت و جامعه خود را به سوی تباهی و نیستی یا لاقل سختی و دشواری رهنمون سازند، اسم این حركت دیپلماسی شجاعانه است یا حركتی احمقانه؟
به نظر میآید آنچه باعث وجود تفاوت میان اقدامی شجاعانه با حركتی احمقانه میشود، استفاده از مؤلفه عقل و دوراندیشی است. به عبارت دقیق، یك انسان عاقل و دوراندیش است كه میتواند در عین انجام اقداماتی صحیح و واجد تامین حداكثری از منفعت و فایده برای خود و اطرافیانش، خطر پیامدها و تبعات محتمل را به حداقل ممكن برساند.
چنین فردی به خصوص آنگاه كه در زندگی امروزه خود با جامعه اطرافش مشغول تعامل و گاه تنازع میشود، تلاش میكند تا با اتخاذ سیاستهایی دوراندیشانه و جامعالطراف، ضمن سنجش تمام پیامدها و جوانب اقدام خود، راهبردی را پیشه سازد كه واجد حداكثری از منفعت و حداقلی از مضرات باشد.
بدیهی است هنگامی كه شخص یا اشخاصی به واسطه برخورداری از موقعیتی خاص، مسئول تامین رفاه، آرامش، آسایش و پیشرفت و ترقی یك كشور و جامعه هستند، باید در اتخاذ سیاستهای خود در نظام بینالملل، دقتی دوچندان مبذول دارند زیرا هرگونه اشتباه محاسباتی و عملیاتی اعم از گفتاری و رفتاری به بهانه پیشه كردن دیپلماسی شجاعانه، میتواند تبعات غیرقابل جبران و سهمگینی برای جامعه و كشور آنها به دنبال داشته باشد.
با این اوصاف، آیا دیپلماسی دولت نهم یك دیپلماسی شجاعانه است؟
ارسال شده در سیاسی و انتخابات | 4 Comments »
جولای 14, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
سخنان مهندس حشمتالله طبرزدی و آقای كورش صحتی در یكی از برنامههای اخیر میزگردی با شما كه از تلویزیون فارسی صدای آمریكا پخش میشود، تعجب ناظران و تحلیلگران سیاسی را برانگیخت.
ایراد اتهاماتی مانند دست داشتن دولت خاتمی در سركوب دانشجویان در فاجعه 18 تیر 78 یا سوءاستفاده ابزاری مطبوعات اصلاحطلب آن دوران مانند نشاط، خرداد و …. از وقایع كوی دانشگاه و یا اراذل و اوباش خطاب كردن دانشجویان توسط اصلاحطلبان، از آن دست مسائلی بود كه نمیتوانستم بدون پاسخگویی از كنارشان بگذرم.
همانگونه كه در متن یادداشت توضیح دادهام، من خود از منتقدان جدی نحوه عمل دولت اصلاحات در مسائل مربوط به فاجعه 18 تیر هستم اما درعینحال معتقدم كه نباید عنصر انصاف را از تحلیلهای مرتبط با این واقعه حذف كرد و به همین علت این یادداشت را برای سایت روز نوشتم.
از سوی دیگر آقای مهندس طبرزدی هم كامنتی بر روی مطلب قبلی گذاشته و اعلام كردهاند كه حاضرند پاسخگوی پرسشهای مطرح شده در یادداشت فوق باشند. بنابراین، بنده نیز آمادگی خود را برای مباحثه با ایشان درباره فاجعه 18 تیر و آمران و عاملان اصلی این حادثه (كه به نظر من قطعا اصلاحطلبان نیستند) اعلام میكنم.
ارسال شده در یادواره | 8 Comments »
جولای 13, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
رعایت شئونات اسلامی در این مكان الزامی نمیباشد
پ.ن: میباشد
ارسال شده در در حاشیه | 4 Comments »
جولای 12, 2008 با محمدرضا یزدان پناه
من او هستم چهار ساله شد. دوستش دارم! همینكه مانند بسیاری از وبلاگهای دور و نزدیك برای دیگران یا همان افزایش كامنت نمینویسد، بیشتر دوستداشتنیش میكند. این را یك بار حضوری به حسین هم گفتم، امید كه در گوشش فرو رود.
بنویس برادر جان اما سعی كن همیشه هم آن پشتها نباشی؛ میدانی كه….
تولدت مبارك؛ شوق زنده بودن میدهد این تویی كه او نیستی…
ارسال شده در Uncategorized | 3 Comments »
تقدیم به آنهایی كه نهایت هم در برابر مظلومیتشان اندك است:
با دستور حمله، افراد نیروی انتظامی و لباس شخصی كه نوجوانان 14 تا 16 ساله نیز در میانشان بهچشم میخورد و گاه ـ اگرچه باورش دشوار است ـ فرماندهی حمله را برعهده داشتند، از در اصلی و در غربی كوی {دانشگاه تهران} یورش آوردند. اینها در دو ساعت هر كاری كه میخواستند، كردند. اول گفته بودند به كسانیكه در اتاقها هستند و چراغشان خاموش است كاری ندارند. اما به حرف خودشان هم عمل نكردند. حتی به دانشجویانی كه در محوطه چمن خوابگاه كه با چراغ مطالعه برای امتحان درس میخواندند و فلاسك چای در كنارشان بود، حمله كردند و آنها را هم زدند و غارت كردند.
ساعت ششونیم صبح دوباره به محوطه كوی آمدند و به خوابگاه شماره 22 هجوم بردند و تا طبقه سوم هم را پوكاندند. انصار حزبالله كه ادعای مسلمانی دارند با یاحسین همراه با فحش ناموسی، بچهها را با كتابها و جزوهها از اتاقها بیرون انداختند و لباسهایشان را آتش میزدند. كسانی را از روی سجادهای كه مفاتیح و قرآن در كنار آن بود، میبردند.
تمام مدت نیروهای گارد از آنانكه لباس شخصی به تن داشتند حمایت میكردند و در ساختمان 22 یك نوجوان 16 ساله رهبری عملیات را برعهده داشت. كسی كه تیراندازی میكرد هیكل قوی داشت، ابتدا با كلت خود سه تیر هوایی شلیك كرد و سپس مستقیم به طرف بچهها شلیك كرد.
بدینسان فاجعهبارترین تهاجم علیه نهاد دانشگاه در نیمه شب پنجشنبه هفدهم و ساعات آغازین روز جمعه هجدهم تیر شكل میگیرد؛ نیروی انتظامی و پلیس ضدشورش كه محل را به محاصره درآورده بودند وارد خوابگاهها شده و همراه با آنها، نیروهایی كه با لباس شخصی و مجهز به باتوم، پنجه بوكس، چماق و زنجیر به كوی هجوم آورده بودند، با شكستن درهای ورودی اتاقها و تخریب وسایل به ضرب و شتم شدید دانشجویان ـ كه نوعاً خواب بوده و بعضی حتی موقع بازداشت، فقط لباس زیر به تن داشتهاند ـ پرداخته و ضمن پرتاب گاز اشكآور به برخی اتاقها، به شكستن شیشههای خوابگاهها، تلویزیونها و نابود كردن وسایل دانشجویان پرداختند. در جریان این تهاجم چند ساختمان كوی ازجمله ساختمانهای 20،18،17،16،15،14 و 22 متحمل بیشترین خسارات و آسیبهای وارده از سوی مهاجمان شده و آنها به صورت سازمان یافته حتی شماری از اتاقهای خوابگاه شماره 14 را به آتش كشیده و ساختمان شماره 23 را كه مختص دانشجویان خارجی ساكن تهران است و نیز ساختمان 22 را كه در اختیار دانشجویانی بود كه پدرانشان آزاده بودند، از حملات خود در امان نگذاشتند.
اولین درگیری كه از حدود ساعت سی دقیقه پس از نیمه شب پنجشنبه آغاز شده بود با پرتاب سنگ از دو سو و گاز اشكآور از بیرون، تا ساعت چهار صبح ادامه یافت. در این مرحله از حمله، ورود نیروی انتظامی و لباسشخصیها به راهروها و اتاقهای خوابگاهها كه با عنف و بهموازات سركوب شدید دانشجویان همراه بود، پدیدآورنده صحنههایی بود كه هولآور بودن آنها مجال دفاع از آن را برای هیچ مقام و هیچ مسئولی باقی نگذاشت؛ كوبیدن با چوب و باتوم بر سر دانشجویان در حال خواب، ایجاد تونل انسانی از مهاجمان چماق و زنجیر بهدست و عبوردادن دانشجویان از این تونل زیر رگبار ضربهها، فریادكشیدنهای هراسآور بهمنظور مرعوبكردن دانشجویان، اطلاق انواع توهین و تحقیر و ناسزا خطاب به آنها، كشیدن دانشجویان بر روی زمین با گرفتن موی سر آنها و شكستن درهای اتاقها و كمدهای دانشجویان، آتشزدن برخی وسایل دانشجویان در اتاقها و…
حمله بعدی مهاجمان لباس شخصی كه پرسنل نیروی انتظامی هم آنها را همراهی میكردند در حدود ساعت شش و نیم صبح جمعه به ساختمانهای داخل كوی بود كه حاصل این چند نوبت حمله، تخریب حدود پانزده خوابگاه، به آتش كشیدهشدن كتب، روزنامهها، پایاننامه برخی دانشجویان و حتی قرآنهای موجود در برخی اتاقها، نابودی وسایلی از قبیل كامپیوتر، دوربینهای عكاسی و به سرقت رفتن ساعت و وجوه نقدی آنان، شكسته شدن بسیاری از شیشههای ساختمانها و خودروهای مستقر در خیابان مقابل كوی و بر جای ماندن دهها دانشجوی مجروح در اثر استنشاق گاز اشكآور، شكسته شدن دست و پا بر اثر پرت كردن آنان از طبقات بالای ساختمانها و بازداشت صدها دانشجو بود….
برگرفته از نشریه چشم انداز ایران، ویژه نامه فاجعه 18 تیر 78
ارسال شده در یادواره | 11 Comments »
دیكته نانوشته غلط ندارد! مفهوم مقابل این سخن آن میشود كه هرچه بیشتر دیكته بنویسی، بیشتر هم میتوان از لابهلای آن غلط استخراج كرد. اخبار ویژه و ستون پرسه در مطبوعات روزنامه كیهان كه با نظارت مستقیم برادر حسین شریعتمداری منتشر میشود را میتوان یكی از مصداقهای این ضربالمثل كهن ایرانی دانست.
كیهان كه در چند روز اخیر، عنایت ویژهای به تك تك حروف و صفحات روزنامه كارگزاران داشته، اولین خبر ستون پرسه در مطبوعات خود در روز دوشنبه 17 تیرماه را به عنوان تطهیر خیانتهای بنیصدر در روزنامه كارگزاران!! (علامتهای تعجب متعلق به كیهان است نه من) اختصاص داده و طی آن با ذوق زدگی از تلاش كارگزاران برای ارائه چهرهای درخشان از ابوالحسن بنیصدر، اولین رئیس جمهور ایران خبر داده است. استناد كیهان نشینان برای این خبر نیز درج میزگردی میان محمدجواد مظفر، مدیر انتشارات كویر و فعال ملی مذهبی و علی شكوهی، روزنامه نگار اصولگرا است.
اما از آنجا كه علاقه و اشتیاق برادر حسین به یافتن و كشف مواردی كه بتوان از كنار آنها پروژه پرونده سازی برای مخالفان و منتقدان را كلید بزند، گاها به نتایج عكس میانجامد، اینبار نیز اینگونه بود و باید خدمت ایشان و دیگر پرسنل زحمتكش كیهان متذكر شوم كه در این مورد خاص متاسفانه به كاهدان زدهاند.
لازم به ذكر است كه میزگرد مورد استناد قرار گرفته توسط كیهانیان، مربوط به یكی از برنامههای رادیو گفتوگو است كه زیرنظر مستقیم صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران اداره میشود. روزنامه كارگزاران نیز پس از مدتی كه از پخش این برنامه در رادیو گفتوگو گذشت، اقدام به انعكاس عین متن پیاده شده میزگرد فوق در صفحه 8 خود كرد.
بنابراین، بدیهی است كه به فرض سر زدن قصوری در این ماجرا، باید آن را متوجه رادیو گفتوگو دانست و نه روزنامه كارگزاران. (البته بنده با اصل این مسئله مخالفم)
كیهان نشینان و برادر حسین عزیز بدانند كه تمركز فوقالعاده بر روی یك موضوع خاص و موظف دانستن خود به دروغ بافی و پرونده سازی هر روزه علیه مطبوعات اصلاحطلب، ممكن است گاها به نتایجی بینجامد كه چندان مورد پسندشان نباشد.
ارسال شده در در حاشیه | 5 Comments »